تبليغاتX
یه روزی یه جایی یه سوم ریاضی

یه روزی یه جایی یه سوم ریاضی

سوم ریاضی آ دبیرستان شریعتی 2010

ax & tasvir & ax az mashhad &shandizeshun

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1390ساعت 14:48  توسط محمد  | 

saaaaaaaale 90!!!!!!!ama cheqad dir

salam....omidvaram ke khob bashin...az 25 bahman ke up kardam kheili vaqte gozashte.onam bekhatere jangam ba konkor bode ke az esfand shoro shod va man 5mah joun kandam.......bemanad....mehrdad dar jaryane........avalan sale no ro beheton baad 4maho 7 roz tabrik migam baadesham inke ta mano mehrdad hastin in web nemikhabe...qabele tavajohe tarafdaran va aame doshmannanee gerami........mikham chanta ax up konam ba ejaze....mah ramezun nazdike o barekatash.. ta mitunid az khoda to in mah bekhayd.. maro aham faramush nakonid az doahaton..eshala vase shabe qadre aval bekhatere molam ali(A) miam vase up........ax ha dar edame........................ye chanta az mashhade ye chanta hamk az time foot balemune.............age shod chata ham az motefareqe


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1390ساعت 14:26  توسط محمد  | 

تو همونی که میگفتی تو دنیا هیشکی مث من پیدا نمیشه

تو همونی که میگفتی قلبم ماله تو باشه واسه همیشه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390ساعت 17:56  توسط مهرداد  | 

معمای جالب بیل گیتس برای استخدام در مایکروسافت

دو اتاق در مجاورت هم قرار دارند .هر کدام یک در دارند ولی هیچ کدارم پنجره ندارند.درهایشان که بسته باشد درون اتاق ها کاملا تاریک است.

در یک اتاق سه چراغ برق به توانهای 100 ،110 ،120 وات و در اتاق دیر سه کلید برق هم وجود دارد...لطفا به شکل زی نگاه کنید.

ما نمیدانیم کادم کلیدها کدام چراغ را روشن میکند...(مثلا نمیدانیم آیا کلید وسطی مربوط است به چراغ وسطی یا به چراغهای دیگر اما به طور قطع میدانیم که هرکدام از کلیدها یکی از چراغ ها ر روشن میکند..همچنین ترتیب چراغها را هم نمیدانیم.)

شما معلوم کنید که هر کلید مربوط به کدام چراغ است.برای اینکار و در شروع ،شما باید در اتاق کلیدها باشید و از انجا کار را شروع کنید...شما میتوانید هر چند مرتبه که بخواهید کلیدها را روشن و خاموش کنید.اما شما تنها هستید و نمیتوانید از کسی کمک بگیرید و هیچگونه وسیله ای هم خواه برقی و خواه غیر برقی به همراه نداریدو مهمتر از همه اینکه شما حق ندارید بیش از یکبار وارد اتاق چراغها شویدو وقتیکه وارد شدید و بیرون امدید دیگر نمیتوانید مجددا وارد ان اتاق شوید

این معما را بیل گیتس در سال 2002 طراحی کرد تا از بین 100 مهندس یکی را برای شرکتش انتخاب کند.حال بفرمایید که هر کلید کدارم چراغ را روشن میکند.؟

جواب

یکی از کلیدها را روشن کنید و یکی دو دقیقه بعد آنرا خاموش کنید .حالا کلید دیگری را روشن کنید و به اتاق چراغها بروید .چراغی که روشن ست مربوط به کلید دوم .دو چراغ دیگر را لمس کنید ،انکه گرم است مربوط است به کلید اول و البته آن که سرد است مربوط است به کلید سوم .

اگر شما توانستید این معما را حل کنید یقینا به این دلیل بوده که به فیزیک معما که همان حرارت تولید شده در چراغها است توجه داشتید و فکر خود را متمکز بر تناظر چراغها و کلیدها نکردید،راه حلی که هرگز شما را به جواب نمیرساند.

توان چراغها هم هیچ ربطی به حل معما ندارد ....انها فقط برای گمراه کردن شما در معما گنجانده شده است

......

بعد بگید مهرداد اینا وبلاگشون بیخود..اینم نوشتم به قول بعضیها اموزنده باشه

الان دارم میخندم

یا علی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت 13:16  توسط مهرداد  | 

ولنتاین

سلام.....خوبین؟....یکی یه نظر داده بود نوشته بود من شرم......بابا من کجام شررررررررر..جالت بکش...حیف که وب نداده بود وگرنه از خجالتش در می آمدم...........آخه اقای مهردهد گاگول! باز جو گرفتت عکسه مارو گذاشتی سر در وب!صد بار بهت نگفتم از این غطلها نکن ! چرا نمیفهمی!بیام حالیت کنم؟>>>>>>سانی جونم که ازت تعریف کرده گفته خوشگله جمعمون تویی....آخ تو سر سانی با اون سلیقش!خخخخاکم تازه کمه...از بحث منحرف نشیم..........................امروز چهلمین روز سالار شهیدانه:اردته خاصی بهش دارم...مهرداد بحثه زیاد خوبیو ننداخته بود وسط.....بابا ما هنوز بچه ایم/.اینو درک کنید....نمیدونم کرایه و بنزینو از این شعرا دیگه قدیمی شه...به پیر به پیغمبر هرچیو که زیاد کردن دارن از یارانها میپردازند به ما...هرچی..یکم فکر کنید.....اما فرهنگ.....آقا این یه قلم کم پیدا میشه.......قضیه ی دختر ه کنار..یارو سر صفه نانوایی دعوا میکنه....این اندیشه ی جهان 3ومیه...اما قضیی ی دختر...اقا دله خوشی ازشون ندارم..موجوداته عجیبین...........یه مشکله خونی تو جامعه که تا یه دختر میبینن انگار چی دیدن! این مشکل حالا حالاها نمیمیره چون جون داره نمیمیره.....کلان خودتونو وارده قضایای سیاسی نکنید ماها نسله سومیا هستیم کارای مهمتر از این داریم........زیادم به قکر دختر نباشین یه روز میشه همین جور که کنکورو برداشتن زمونه برمیگرد و دختر دنباله تور کردن پسر میاد البته الانشم هست....نمونه ی بارزش آق مهرداد خودمون که دخترا جون میدن واسش.....چون مخشون .... بیخیال...بده..                                                                                    یه چنتا اس مینویسم واسه ولنتاین که نزدیکه...یه توصیه..تا میتونید قهر کنید تا 20هزار تومن تو جیبتون بمونه(عروسک یا خرس)....تقدیم به کسی که جان میدهم برایش ولی از حسه او خبر ندارم و هر لحظه میگویم شاید  دیووانه ام نمیدانم شاید دوستم ندارد(واقعی)................................در ادامه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم بهمن 1389ساعت 14:0  توسط محمد  | 

مردم...!

ساعت 9 صبح از خواب پاشدم و طبق معمول زدم شبکه ی رنگارنگ....

دیدم..باز یکی زنگ زده و داره از حکومت میناله.

اینطوری: پس کی این مردم میخوان بلند بشنو پدر این رژیم رو در بیارن؟

 آقای داور به خدا ما دیگه طاقت نداریم...

پدرمونو در اودرن...مردم بلند شید...بیاید انتقام بگیریم از این حروم زاده ها ...و....و....و..... .

بلند شدم برم کتاب خونه...سوار تاکسی شدم...مسافر جلویی با راننده گرم گرفته بودن و داشتن به قول خودشون روابط اجتماعی برقرار میکردن(اگه یه دختر با یه پسر باشه دیگه روابط اجتماعی حساب نمیشه ،میشه روابط نامشروع) .که تقریبا حرفاشون این بود {من که فوضول نیستم) :

راننده : آره بنزین گرون شده...

مسافر : آره فلان فلان شده ها پدر مردم رو دارن در میارن...

راننده : کاریم نمیشه کرد

مسافر : چرا نمیشه .مردم باید بخوان...مردم بی غیرت شدن...مردم بی مرام شدن .مردم دزد شدن..

شکم مردم سیر شده.

مرسی من پیاده میشم...

راننده :کرایتون 400 میشه...

مسافر :من هر روز 350 تومن میدم...

راننده :نه بنزین گرون شده....

مسافر :کرایه همینه... به جهنم ...بیا... نخوری ایشالله....

رفتم کتاب خونه.. یه کتاب جستجو کردم...گفت که این کتاب در دسترس نیست...

گفتم : چرا؟ گفت:مردم میان کتاب رو میبرن نمیارنش که...مردم فرهنگ ندارن.

برگشتنا همش به این فکر کردم : این مردم کیه؟چیه؟

چرا همه ی ادما از مردم مینالن..؟

هر جا میری میگن : مردم بی احساس شدن...مردم کثیف شدن...

از همه این جملات رو میشنوی و به هر کی هم بگی باهت موافقه...

میگن انتخاب رئیس جمهوری با رای مردم انجام میشه...

میگن مردم روز عاشورا رو زنده نگه میدارن..

میگن پیشرفت وطن در همه ی رسته های فرهنگی و هنری و ورزشی و علمی و...

 فقط با تلاش مردم شکل مگیره.

وقتی میری استادیوم و با صندلی های شکسته مواجه میشی همه بهت میگن اینارو مردم شکستن.مردم فرهنگ ندارن...وقتی یه دختر میخواد بره تو پارک ورزش کنه میگن :نرو مردم جنبه ندارن...

ای...................................................

دارم میرم دنبال مردم بگردم چون آزادی مملکتمون دست "مردمه" ، ارزون شدن کرایه ها دست مردمه....

داشتن شهری پاکیزه دسته مردمه...انتخاب رئیس جمهور دست مردمه ..تایید رهبر اسلامی دست مردمه..

پیشرفت علم ،ورزش ،فرهنگ،هنر مملکتمون دست مردمه....

زنده نگه داشتن عاشورا دست مردمه...سالم موندن ورزشگاه ها به مردم بر میگرده...

ای مردم تو کجایی که انقدر وظیفه داریو جات خالیه...و نمیدونی چه قدر داری فحش میخوری....

هیچکس تورو وقتی خرابکاری میکردی ندیده..

نمیدونی چه قدر توانایی و چه قدر تن پروری و چه قدر ترسو..نمیدونی چه قدر مسئولیت رو دوشته و

شونه خالی میکنی ازشون.

تو فقط نیستی وگرنه قادری خیلی کارا انجام بدی...تو به تنهایی میتونی یه کشور رو ویران کنی و همینطور آباد کنی.

شما هم بگردید ..اگه مردمو پیدا کردید حتما به من خبر بدید...مرسی..

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 2:19  توسط مهرداد  |